X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بازگشت به زندگی

دل ایدا

به نظر شما، وقتی ایدا دلش هدیه می خواد...

دلش می خواد کامران واسش رومانیتک بشه. دلش می خواد مثل دخترهای 20ساله عاشقانه داشته باشه.

مگه کامران می تونه، آیدا رو به مراد دلش نرسونه؟؟؟

   

در همین راستا، کامران تصمیم می گیره که برای ایدا هدیه بخره.

چون می خواد ایدا رو سوپرایز کنه، هیچی بهش نمی گه.

خودش تنها راهی بازار می شه و می خواد چیزی بخره.

کامران می خواد یه چیز خاصی رو بخره. نه یه لباس معمولی و عادی.

توی مغازه های مختلف می گرده و چشم هاش رو می چرخونه. چون می خواد ایدا رو یه سوپرازیر عاشقانه کنه. یه سوپرایز عاشقانه خاص.

با اینکه هیچ روز خاصی نیست، اما کامران می خواد واسه ایدا اون روز رو خاص کنه.

کامران به هیچ روزی معتقد نیست. اعتقاد داره مناسبت ها فقط یه قراداد هست واسه شاد بودن.

خود کامران یه قراداد جدید می بنده واسه خندوندن آیدا.

هر روزی که ایدا از ته دل بخنده، کامران شاد می شه.

کامران توی همین فکرهاست که چشم اش به یه مغازه بدلیجات فروشی می افته.

با اینکه محصولات اش طلا نیست، اما بسیار مغازه شیک و با کلاسی به نظر کامران میاد.

کامران چشمم به یه گردنبند شکل قلب می افته که داره می درخشه. درخشش خیره کننده ای داره.

کامران، ایدا رو با اون گردنبند تصورمی کنه. شاید واسه سن ایدا، کمی زیادی جوون باشه. اما خوب، گویا ایدا هم دلش جوونی کردن می خواد و دوست داره مثل دخترها، دوباره عاشقی کنه. پس احتمالا این گردنبند می تونه ایدا رو از ته دل بخندونه.

کامران به داخل مغازه نگاه میکنه، می بینه که فروشنده که یه دختر خانم هست، که داره بهش می خنده.

کامران وارد مغازه می شه و با فروشنده صحبت می کنه.

فروشنده یه دختر بیست و دو، سه ساله است، با چشم های بربری. با یه قد کوتاه، به زور 150 سانتی متر بشه. یعنی طوری که باید یه چهارپایه زیر پاش بذاره که اندازه کامران بشه.

دختر خانم، گردنبند رو از پشت ویترین میاره.

به کامران می گه که چقدر خوش سلیقه هست. بهش میگه که نگاه کن چقدر خوب برق می زنه این گردنبند.

خوش به حال نامزدتون که این رو می خواین واسش بخرین.

کامران، خنده اش می گیره. به دختر می گه ایا بهش می خوره توی این سن و سال، دوست دختر داشته باشه؟؟؟؟ و بخواد واسش هدیه بخره؟

دخترخانم، نگاهی به کامران می اندازه و از جوانی و شادابی ش تعریف می کنه.

میگه که کامران هیچی کم نداره واسه اینکه تازه نامزد کرده باشه.

کامران می گه که این رو واسه خانم اش می خواد بخره.

خانم فروشنده، یک با یه تعجبی می گه واقعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا، که کامران یاد فرزاد حسنی توی برنامه کوله پشتی می افته.

خانم فروشنده به تحسین کامران می پردازه. از اینکه چقدر مردی واسه زنش رمانتیک هست. می پرسه که تازه ازدواج کردین. کامران تاریخ ازدواج اش رو می گه.

فروشنده، باحسرتی عجیب، می گه خوش به حــــــــــــال ایدا... که اینقدر مرد اش اون رو این همه دوست داره (کامران نمی دونه که چرا همش یاد فرزاد حسنی و برنامه کوله پشتی می افته.)


فروشنده با درخواست کامران، گردنبد رو روی گردن خودش می اندازه که کامران دقیق اون رو برانداز کنه.

فروشنده می گه که روی خانم تون خیلی خوشکل تر می شه. کاری واسش می کنی که تا مدت ها یادش نمی ره.

کامران از فروشنده می خواد که بسته کنه گردبند رو.

این فروشنده خانم هست که خیلی اصرار داره، که این ایدای خوشبخت رو از نزدیک ببینه.

کامران هم بدش نمی اد که ایدا رو بیاره اینجا، که بیشتر قدر کامران رو بدونه.

کامران کارت اش رو می ده و حساب می کنه و قول میده که به زودی بازهم با ایدا بیاد اینجا.

 

 

کامران از اینکه خریدی باب میل اش تونسته پیدا کنه، خوشحال و شادان و با غرور مثال زدنی ای، به سمت ماشین برمیگرده.

قبل از اینکه ماشین رو روشن کنه، واسه اش پیامکی میاد.

پیامک از بانک هست. کامران نگاه می کنه و چشم هاش 4 تا می شه.

600000هزارتومان، درست صفرها رو کامران می شمره ایا؟ آیا شصد هزارتومان پول از حساب اش کم شده؟

کامران به شک می افته که نکنه این دختره کوتوله، یه صفر ناقابل رو اضافه زده.

فاکتور خرید رو نگاه می کنه. اوه مای گاد... این گردنبند بدلی، واقعا این قیمت هست.

مگه جز یه تیکه فلز ویه تیکه کریستال چی داره که باید این همه گرون باشه؟

کامران اسم این بدلیجات رو قبلا شنیده، می دونه که یه برند معروف هست اما اصلا تصورش رو نداشت که این قیمت ها رو داشته باشه. کامران نهایت انتظار 50 یا 60 تومن رو داشته.

یه لحظه مردد می شه که بره و پس بده.

اما کامران دوست نداره که چهره فوق العاده ای که ازخودش جلو ی فروشنده ساخته، از بین ببره.

پس کامران منصرف می شه و ماشین اش رو روشن می کنه که به خونه بره.

باخودش می گه، خنده ایدا از همه چی واسش مهم تره.

کامران با سرعت توی اتوبان می اندازه که سریع تر به ایدا برسه.

کامران از اینکه می تونه ایدا رو خوشحال کنه، خوشحاله.

کامران با اینکه خیلی بیشتر از برنامه اش خرج کرده، اما خیلی خوشحاله.

 

 

 

 

تاریخ ارسال: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت 21:30 | نویسنده: Kamran | چاپ مطلب
نظرات (26)
پنج‌شنبه 27 اسفند 1394 05:59
مبارکا باشه :)))))))
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ما یه گلدون کریستال خریدیم واسه دوستمون اونم سه نفری سیصد و شصت تومن

یعنی یه قلب و چقدر ساخت و پرداختش کرده که ... ای بابا امان از ادم کلاهبردار. امان از ملت همیشه ساده .
یکشنبه 23 اسفند 1394 04:17
گلشن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آره نمیدونم!
ولی یه چیزو خوب حدس زدم که احتمالا شما مشهدی هستی
پاسخ:
نه مشهدی نیستم ولی بیشتر از شما، هم شهری هاتون رو می شناسم.
جمعه 21 اسفند 1394 13:25
نادیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اتفاقا بهتر شد که ناخواسته گرون خریدین .واقعا خرجی که واسه زنتون میکنید هم نشون دهنده عشقتون هست.البته درسته که ایداجان با همون ٥٠-٦٠تومن هم خیلی خیلی خوشحال میشدن ولی واقعا نمیشه گفته ٦٠٠ تومن با ٦٠یکیه
پاسخ:
متاسفم برای کسانی که عشق رو باپول می سنجن.
نزدیک سال تحویل هست. هزینه ها بالاست. نقدینگی کم هست
جمعه 21 اسفند 1394 11:40
زیتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب پس لطفا هرچه سریعتر با پست جدید تشریف بیاورید
پنج‌شنبه 20 اسفند 1394 17:05
گلشن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اونطوری که توی پست گفته کامران فقط نخواست که وجه اش جلوی دختر خراب بشه و گرنه میخواست پس بده!

چشم بربری ینی چی?
پاسخ:
شما مشهدی هستید و نمی دونین بربری یعنی چی؟ از عجایب هست.
دوشنبه 17 اسفند 1394 20:21
آذین
امتیاز: 1 0
لینک نظر
این بهترین پستت بود .. خیلی خندیدم .. کامران و فرزاد حسنی ؟!!!
از این کارتون خیلی لذت بردم . آفرین . امیدوارم آیدا خانوم هم از هدیه ای که دریافت کرده خوشش آمده باشه
راستی ! با دیدن گردن بند تو گردن آیدا یاد اون فروشنده کوتاه قد نیفتین ها ... همون فرزاد حسنی بهتره
پاسخ:
نه بابا.
اصلا و ابدا مورد قابل توجهی نبود که کسی بخواد به یادشون بیوفته.
از همه لحاظ زیرمیانگین بود.
دوشنبه 17 اسفند 1394 17:24
صبورا
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سلام به شدت ذوق کردم. افرین به شما همسر خوب. براتون دنیا رو شاد ارزو می کنم.حرفای بقیه مهم نیس. مهم اینه که شما و همسری از ته دل شاد باشین
پاسخ:
سلام
مرسی.
دوشنبه 17 اسفند 1394 17:06
یلدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دستت درد نکنه به خاطر کادو، خیلی کار خوبی کردی، آفرین.

ولی به نظر من همون 50_60تومن رو به خاطر آیدا هزینه کردی، بقیه شو به خاطر غرور و رودربایستی و پرستیژ خودت هزینه کردی.

البته هر چقدر هم به خاطر آیدا هزینه کرده باشی مهم نیست، مهم نفس کارته که خیلی قشنگ بود. پستتو واسه شوهرم خوندم، خیلی ازت خوشش اومد و تعریفتو کرد
پاسخ:
خوب اخه شما، من رو به عنوان مرد خونه درنظر بگیرید که واسه هزینه های خونه برنامه ریزی می کنه. یه خرج ناگهانی اون هم با این مقدار، برنامه رو دچار اخلال می کنه.
مهم نیت انسان هاست. نیت من این بود که یه کار متفاوتی بکنم ک ایدا از ته دل خوشحال بشه. اگه گفتم 50، 60 تومن، بخاطر محدودیت بودجه ام بود نه قیمت دل ایدا.

منتظر باشید که به زودی شوهرتون هم شمارو سوپرایز کنه.
دوشنبه 17 اسفند 1394 10:02
اذر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دختره مختو به کار گرفته وچاخانت کرده که دیگه توجه به قیمت نکنی
چاخان شدی رفت
پاسخ:
نخیر، من خودم اون گردن بند رو پسندیدم.
دوشنبه 17 اسفند 1394 09:44
همتا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مبارکش باشه
دستت درد نکنه...ایشالا سالا بعدم همدیگرو هدیه بارون کنید..والا مگه چن روز زنده ایم ما
پاسخ:
مرسی
دوشنبه 17 اسفند 1394 08:46
.
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوبه بابا ٦٠٠، برنده خب، بدلیهاى ارزون بى آب و رنگ از فحش بدترن نگیرین بهتره :D کامران من اصلا تو مخیله م نمیگنجه واقعا با ازدواج سنتى میشه بعدش عاشق همسرش شه آدم؟ خیلى عجیبه به من اصلا نمیچسبه عشق در گذر زمان، انگار هر کیم جاى طرفم بود، بود فرقى نداشت، اینجورى نیست؟
پاسخ:
نمی دونم، من هم ازدواج مدرن رو تجربه نکردم.
دوشنبه 17 اسفند 1394 06:32
عمه
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلامممممممممم.باوجودی که صبح غم انگیزی روشروع کردم ولی دمت گرم حالموخوب کردی.احسنت.خداخیرت بده
پاسخ:
سلام
چرا؟ ان شالله شادی به شماهم برگرده، خیلی زود.
یکشنبه 16 اسفند 1394 19:25
Solmaz
امتیاز: 0 0
لینک نظر
,باید پس می دادین. لیاقت آیدا البته بیشتر از اینهاست ولی بابت یه چیز بدلی که همینکه بندازی گردن قیمتش میشه صفر حیفه اینقدر پول دادن، مارک و برند هم فقط یه دامه. حداقل طلا اگه گرونه میشه فروخت یا عوض کرد.
شما باید الان فکر کنید چرا اینقدر تایید زنهای دیگه براتون مهمه؟ چرا ضعیفین در مقابلشون؟ اون دختره شگرد فروشندگیشه، احتمالا به نفر قبل و بعد شما هم همینه گفته. نمیگم شما خوب نیستین ولی تو اینجور تعریفها هم معمولا خیلی صداقت نیست.
به هر حال مبارکه آیدا باشه، امیدوارم قدرشو بدونه و با خوشی گردن بندازه.
پاسخ:
مهم نیست.
شما مطمئن هستید که عمر اون گردنبید بدلی از عمر من یا ایدا بیشتر هست؟
چرا باید شادی امروز رو بخاطر فردایی که معلوم نیست چطوری باشه، به خومون حروم کنیم.
مهم این هست امشب و شب های نزدیک توی گردن ایدا برق بزنه.
من خودم تصمیم گرفتم اون گردنبد رو بخرم. فقط اون فروشنده از علاقه من نسبت به همسرم خوشحال شده بود و هیچ ربطی به خرید کردن یا نکردن من نداشت.
یکشنبه 16 اسفند 1394 18:32
زیتونی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب واکنش ایدا چی بود بعد از گرفتن هدیه؟ راستی شما قبل از خرید قیمتش رو نپرسیدید؟
پاسخ:
بابا بذارین یه موضو ع هم واسه پست های بعدی داشته باشم.
یکشنبه 16 اسفند 1394 18:24
زیتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای چرا این شکلی کردید وبلاگتون رو،؟؟؟؟؟ خیلی اینطوری بده که اسم کامنت گذاران پیدا نیست
پاسخ:
من چک کردم، اسامی که بود.
این قالب فضای بیشتری واسه نوشتن داره
یکشنبه 16 اسفند 1394 15:16
سحر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نتیجه : وقتی کسی از کامران تعریف میکنه و کامران سرخوش میشه احتمال هرکار دور از ذهن از کامران برخواهد امد ... البته همه مردا و کامران دوس دارن تایید بشن و مورد تحسین واقع بشن ... راستی چه مخ زنی دختره خوب بوده شمارو با این سن و سال و تجربه مجاب کرده گردنبند بخرید
پاسخ:
من دوست دارم که به همه نشون بدم ک زنم رو چقدر دوست دارم. نمی دونم مشکل این کار چی هست؟
یکشنبه 16 اسفند 1394 10:51
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقا کامران....
امممممم نمیخوام منفی نگر باشم ولی خب فکر میکنم شاید اینهمه تحسین ابن دختر خانم ، شگرد بوده....آخه من خیلی فروشنده اینجوری دیدم...

کاش من آیدا رو میشناختم و بهش میگفتم خودش باید از شوهرش تعریف کنه که شوهرش با تعریف یه دختر دیگه اینقدر خوشحال نشه... البته طبیعی هم هست...منم باشم شاید ذوق کنم

حالا خوشش اومد؟عکس العملش چی بود؟

ولی چقدر گرووون قشنگ میشه باهاش انگشتر طلا خرید...

ایییی دختره خیلی زبل بوده ها....منکه فکر میکنم با این حرفا شما رو خواسته تو رودربایسی بندازه...

سری بعدم که آیدا رو ببرین بازم مجبور میشین خرید کنین...آخ زبللللل زبل
نصفش زیر زمین بوده ...
پاسخ:
اگه ایدا رو می شناختین، صبح تا شب مشغول هدایت شما به بهشت بود. اصلا وقت نمی کردین که این حرف ها رو بهش بزنین.
یکشنبه 16 اسفند 1394 07:16
باران
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هه هه؛ سواروسکی؟
مبارکش باشه
بعدش چی شد؟
عکس العمل آیدا
پاسخ:
آره.
ایداهم با نگاه اول مارک و مدل اش رو فهمید.
موضوع پست بعدی هست.
یکشنبه 16 اسفند 1394 07:06
نادیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعا عشق همینه ،با وجود تفاوت ها دنبال شادی همدیگه هستین و میخواین زندگیتون رو محکمتر از قبل بسازین.اونم عاشقانه و نه صرفا بخاطر چیز دیگه ای.خیلی هم عالیست و الگو واسه بقیه
پاسخ:
مرسی.
یکشنبه 16 اسفند 1394 06:11
سلام
امتیاز: 0 0
لینک نظر

یعنی چجوری دختره خرت کرده و ششصد کرده تو پاچت جوری که روت نشه بری پس بدی
جالبه کادو رو بدی باید قیمتشم به آیدا بگی اونم تازه شماتت میکنت که چرا این پولو پای بدلیجات دادی
تازه جالبتر اینه با انتخاب این پولو ندادی از رودروایسی فروشنده بوده
پاسخ:
ادب زن به از دولت اوست.
یکشنبه 16 اسفند 1394 05:20
م
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حالا ذوق زده شد یا نه؟
میگفتی از واکنشش؟!!!
یکشنبه 16 اسفند 1394 05:07
مهتاب 68
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
دم کامران گرم
ولی کاش کامران قبلش قیمت رو می پرسید
امیدوارم آیدا از قیمت کادوی کامران مطلع نشه
واگه مطلع شد کامران رو دعوا نکنه
کامران و آیدا شاد باشید و برقرار
پاسخ:
سلام
اینقدر گرم حرف زدن شدیم که فرصت نشد.
بعدش هم باخودم فکر کردم حالا 10 تومن بالاتر یا پایین تر، مگه چقدر می خواد اختلاف قیمت داشته باشه.
یکشنبه 16 اسفند 1394 03:08
میهن بلاگ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
قبول داری هر وبلاگی باید بازدید کننده داشته باشه؟
پس کلیک کن!

شنبه 15 اسفند 1394 22:13
سیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
امیدوارم آیدا هم خوشحال شده باشه که با خوشحالیه اون شما خوشحالتررر شین :)
یه سوال ببخشید که اینو میگم
اما حس کردم اون توجه و تحسین کردن لازم رو توو خونه دریافت نمیکنین
نمیدونم چرا حس کردم انگار اون پروبال لازم رو ایدا بهتون نمیده
درسته؟
پاسخ:
کلا به نظر ایدا بنده عددی نیستم که بخواد پروبال داشته باشم.
شنبه 15 اسفند 1394 22:07
هانیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کاش شوهر منم دوسم داشت نمیدونم چرا دوسم نداره من عاشقشم خیلی اذیت میشم
شنبه 15 اسفند 1394 21:47
حوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی هم عالی. عشقتون پایدار
پاسخ:
مرسی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد